این روزای من....

این روزا زده به سرم بدجور شعر میگم - اصلا انگار نه انگار فصل امتحانات پایان ترمه.میترسم اینجوری پیش بره حضرت مولانا دیگه....نمیدونم.شایدم حالم خوب شه...این شعر رو هم دیروز سرودیم.فیزیک و ریاضی اونور دارن برام شاخ و شونه میکشن من اینجا شعر میگم....

باد هم غصه هایم را دست در دست می کند

قبل بردن اما چرا پای قلبم آن را پیوست می کند؟

شاید که ما را زغم و غصه جدایی نیست.

شایدم با بی وفایی ها قلب ما را هم دست می کند

می رود بی اعتنا و بی صدا از دیار و کوی ما

آنکه میگفت روزی:بوی عطرت مرا مست می کند

به گمانم مجرم شدم از سوی او با وجود عهد او

چینی نازک قلبم ز فراق او شکست می کند

بلبلی کاین گونه می بینی آواز سر می دهد

دست خود نیست یاد یار است او را سرمست می کند

من که با نامهربانی ها سوختم ساختم نمی دانم چرا؟

روزگار هم با ما این این دست و آن دست می کند...

آمد و رفت....

آمده بود دستی به دل ما کشد و در گذرد...

      بی خبر بود ازین که شاید:

      اثر دستش را رو دل ما جا گــــــــذارد...!

      شاید آن روز که با دستمال نگاهش،

      دل پر گرد و غبار ما را،

      زبی مهری ها زدود،

      خبر ازین نداشت که شاید:

      عکس نگاهش را روی دل ما جا گـــــــــذارد...!

شاید آن روز که با طنین آهنگین آوایش،

      دل خفته و خاموش مارا،

      رو به دل بستگی ها بیدار نمود،

      فکر نمی کرد:

      شاید موج طنین انداز آوایش را در دل ما جا گــــــــذارد...!

شاید آن روز من نمیـــــــدانستم،

      که در قبال این همه جا گــذاشتن ها ،

      دل ساده ی ما را می ربایدٰ،

      حسرتی جای دل ما جا می گــــــــــذارد..!!!!

 تقـــــــــــــــــــــــــــــدیم به : s.s

خیلی دلم گرفته ...خدا کاری بکن..

مث یک خواب قشنگ...

          مث لحظه های خوب بودنش.

          ولی چه زود تموم شــــــد..

دردم از اینــه :

          که نمیدونم مث تراژدی یا یه داستان خوب تموم شـــــــد.

اما با همه ی اینــا ....

           کاریش نمیشد کرد‌  دست تقدیر بود نه دست مـــا!

تنها فرقش با فرشته ها تو این بـــود:

           که ساکن زمین بــــود !

دیگه کم کم هوای پرواز داشـــــــــت

          قصد سفر به یه جای دیگه رو داشــــــت!

          میخواست بره یه جای دور

          باید میرفت

         آخه آدمای اینجا که رو دوست نداشــــــت!

میدونم چاره ای نداشــــــت!

        ولی خیالم از این بابت خیلی راحته

         که هر چی بود یه همسفر خوبی داشـــــــت.

         خیلی دلم میخواست کاری کنم

         تا مانعی سر راهش گذاشـــــــــت.

         اما اون.....اما اون که با ما کاری نداشــــــــت....!

دوباره بــــــــــارووووووون ...

        دوباره بوی نــم

        بوی خیس شدن گندم مزرَعَمووووون..

        بوی دلتنگی های روزگار

        مثل تکرار صدای دوره گـــــــــــــــــرده

        ناگهان سکوتی فریاد میزنه :

        تسلیت قلب صبورم

        اون دیگه برنمی گـــــــــــــــــــرده

                           ( این شعر رو برای کسی سرودم که بهترین بود )

 

قهرمانی افغانستان در فستیوال جوانان آسیا..

در دور هفتم از این مسابقات نوجوانان کشورمان در مصاف با جمهوری بوتان ۴ به ۰ پیروز شدند و در بازی بعد که باید به مصاف تیم بنگلادش میرفتند این کشور از رویارویی با تیم افغانستان انصراف داد و افغانستان امتیاز این بازی را هم ازآن خود کرد.در نتیجه تیم کشورمان با ۱۵ امتیاز قهرمان و تیم ایران با برد در مقابل هندوستان با ۱۴ امتیاز دوم شد.

عصر روز قبل قهرمانان کشورمان عازم شهر مشهد شدند و امروز از شهر مشهد عازم شهر کابل هستند که قطعاً مورد استقبال هم وطنان عزیز قرار خواهند گرفت.

همگی قابل تحسین بودند:جوانانی که آمدند و نام و پرچم افغانستان را به احتزاز در آوردندو با غرور به کشورمان باز گشتند.جوانانی که وقتی در بازی مقابل ایران نتیجه را واگذار کرده بودند  و نتوانسته بودند  چندین هزار تماشاچی افغانستان را در استادیوم شاد کنند  اشک می ریختند.هر چند که تماشاگران با بازی بسیار زیبای ملی پوشان اصلاً احساس شکست نمیکردند.قهرمانانی که باعث شدند با بازی های زیبای خودشان استادیوم سرشار از تماشاگر افغانستان شود و همه جا پرچم افغانستان به رقص درآید و یا تماشاگرانی که تا دقیقه ی آخر   دست از تشویق برنمیداشتند و در انتهای بازی سعی میکردند که خود را به بچه های تیم برسانند و از آنها تشکر کنند. یا اون تماشاچی  که وقتی مهاجم افغانستان  در دقایق آخر گل پیروزی را به تیم سریلانکا زد و افغانستان ۳ به ۲ پیروز شد  از نرده های سکو به پایین پرید و وارد زمین شد  و مهاجم کشورمان را به روی شانه های خود سوار کرد و درنهایت با واکنش پلیس ایران از صحنه خارج شد   همگی قابل تحسین بودند...

روزهایی که  در آن مردم افغانستان از هر قومی  هزاره  پشتو و ازبک در استادیوم یکصدا نام افغانستان را صدا میزدندو هر بار که تیم افغانستان حمله ای رو به دروازه ی حریفان انجام میداند  ورزشگاه مانند بمبی صدا میداد...

بماند روزی که افغانستان تیم منتخب یزد رو که میزبان مسابقات هم بود ۷ به ۰ در هم کوبید و رادیوی یزد نتیجه را برعکس و با برد تیم یزد اعلام کرد.بماند وقتی که ایران با تیم هندوستان بازی داشت و نتیجه برایش خیلی مهم بود و تماشاگران افغانستان که برای تشویق هندوستان راهی استادیوم بودن  به دلیل تضعیف روحیه ی بازیکنان ایرانی از ورود تماشاگران به داخل استادیوم جلوگیری کردند....

شاید مهم ترین عامل بدست آوردن این پیروزی بزرگ  حمایت تماشاگران  عزیزمان بود که باعث شد ملی پوشان کشورمان احساس میزبان بودن بکنند تا میهمان بودن...

این بازی ها ۲ مصدوم برای ما در پی داشت.یکی دروازه بان شماره ۲ که ازناحیه ی سینه با تکل مهاجم ایران مصدوم شد و دیگری مدافع تیم مان که او هم با ضربه ی یکی دیگر از بازیکنان ایران از ناحیه ی زانو مصدوم شد.(خودتان قضاوت کنید)ان شالله که مشکل حادی نبوده...

به امید افتخارات بیشتر برای ملت عزیزم

سرخ پوشان کشورمان در جدال با ایران ناکام ماندند...

امروز دور بعدی مسابقات در ورزشگاه شهید نصیری برگزار شد..که سرخ پوشان کشورمان باز هم مغلوب ایران شدند.

در این بازی که با نتیجه ی ۱ بر ۰ به سود تیم ایران خاتمه یافت ابتدا با بازی قشنگ هم وطنان عزیزمون شروع شد.در دقیقه ۱۰ بازی- داور با اخراج  مدافع شماره ۸ کشورمون در منطقه هجده قدم نقطه ی پنالتی را به سود تیم ایران نشان داد و ایران از نقطه ی پنالتی گل پیروزی را به ثمر رساند.

کار برای تیم کشورمون سخت شده بود و بازی رو ۱۰ نفره دنبال میکردند.اما در نیمه دوم این جوّ ورزشگاه بود که نگذاشت تیم ایران به بازی هجومی رو بیاره و بازی کاملا یک طرفه به نفع افغانستان دنبال بشه.ملی پوشان با تمام تلاش نتوانستند دروازه ی ایران رو باز کنند و چندین بار تیر های دروازه ی ایران رو مورد اثابت قرار دادند.

در نهایت بازی با حساب ۱ به ۰ به سود تیم ایران خاتمه یافت.

حضور چندین هزار نفری  افغانی ها در ورزشگاه خیره کننده بود .و تعداد تماشاگران تیم ایران حدود ۵۰ نفر بود .شایدم کمتر.

هر چند تیم افغانستان نتیجه را به تیم ایران واگذار کرد اما دلاورانه بازی کردند و بازی زیباتری نسبت به ایران به نمایش گذاشتند.فقط در فرصت ها بخت باهاشون یار نبود.این نشانگر اینه که این نوجوانان ملی پوش   -  آینده ای درخشان هم برای خود هم برای کشور افغانستان خواهند داشت..

بازی فردای افغانستان:۴ بعد از ظهر-ورزشگاه شهید نصیری یزد-در مصاف با جمهوری بوتان

به امید پیروزی